غزل لب محبوب

نام شعر: لب محبوب

شماره ثبت در سایت شعر نو: 353888

شعر از: محمد رادمان

 

گفتم که لبت، گفت: کدام آئینی

این حکم دهد که بوسه ای برچینی؟


گفتم: هوس طعم خوش لب هایت

ابطال کند، قاعده ی هر دینی

 

لب، غنچه کن و کام بده، بی صبرم

هرگز به دلت راه نده، بدبینی

 

لب های من و شهد لبت، این گونه اند:

من، قحط زده، تو سفره ی رنگینی

 

 گفتا: نکند مسخ شویم در آن حال

گفتم: نشود حکم، به این سنگینی

 

گفتا که اگر بوسه دهم، لابد هم

تا وقت سحر، خواب مرا می بینی

 

گفتم: به خدا، طعم خوش لب هایت

قند و عسل است و طَبَق شیرینی

 

گفتا غزلت، از لب من، شیرین تر

تو وارثِ اشعارِ خوشِ پیشینی


/ 0 نظر / 9 بازدید