غزل «دوستت دارم»

نام شعر:«دوستت دارم»

شماره ثبت در سایت شعر نو 344369

شعر از: محمد رادمان

 

می خواهم از کُنجِ لبانت، بوسه بردارم

از کُنج تا خالِ لبت را سخت بفشارم

 

ای ماهتاب میکده، جای لبِ ساغر

بگذار لب، بر غنچه ی سرخِ تو بگذارم

 

گر چه اسیرم می کند امواجِ لب هایت

آماده ام دل را به دریای تو بسپارم

 

آن شب که از شَهدِ لبت، بر من بنوشانی

از سَرخوشی تا دَم دَمای صبح، بیدارم

 

جادوی لب هایت، عصای حضرت موساست

یک بوسه ات کافی است، دریا را نگه دارم

 

شاید حیا مانع شود، بر کام من باشی

این دفعه را بگذر، که من هم یک خطا کارم

 

مُزدِ لبانت، جان اگر باشد، فدای تو

هر چه تو فرمایی، همان را من سزاوارم

 

شعر لطیف رادمان، ارزانی ات ساقی

این را سرودم تا بگویم: «دوستت دارم»

 

/ 0 نظر / 10 بازدید