رادمان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ رادمان
آرشیو وبلاگ
      بینش ()
غزل مستی جان نویسنده: رادمان - سه‌شنبه ۱۳٩۳/۳/٦

 

نام شعر: مستیِ جان

شماره ثبت در سایت شعر نو: 313523

شعر از: محمد رادمان

 

آرزوهای دلم ریخته در دامانت

از همان روز که زخمی شده با مژگانت

 

عشقِ شیرینِ تو فرهادِ زمانم کرده

 کوه را کاه کنم گر که بُوَد فرمانت

 

آسمان در اثرِ پرتوِ چشمت نیلی ست

مرحبا آن که چنین رنگ زده چشمانت

 

آتشِ سرخِ لَبانت چه لهیبی دارد

گرمیِ سینه ی من هم شده هم پیمانت

 

یادِ آن شب که مرا غرقِ نوازش کردی

صورتم سوخته بود از اثرِ دستانت

 

ساغَرم پُر شده بود از قدحِ گیسویت

چه شبی بود که تا صبح شدم مهمانت

 

 شُکرِ ایزد سِپر حُجب و حیا بر من بود

وَرنه فریاد از آن زُلفِ کجِ عُریانت

 

ترس از مرگ ندارم چو کنارم باشی

مُرده را زنده کند سِحرِ سرانگشتانت

 

رادمان! مستی جانت به لبانش بسپار

غنچه ی سرخِ لبانی که کند درمانت


  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من آ آبادیس آ آفتاب نیوز آ بانک ملی آ پرشین بلاگ آ تقویم آ فورکا آ وبگاه عروض اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران الف آموزش و پرورش منطقه دو اینفوگرافی ها پایگاه اطلاع رسانی وزارت آ. و . پ پخش زنده تلوزیون تابناک ترانه سراب جدول پخش برنامه های سیما خبر آنلاین خبرگزاری فارس دیدن زمین زیبا سخن سازمان هواشناسی کشور سیویلیکا: دانلود مقاله شعر نو ضمن خدمت فرهنگیان عصر ایران علّاوی قالی کوه قرآن مسیر یابی نقشه تهران ورزش 3 پرتال زیگور طراح قالب