رادمان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ رادمان
آرشیو وبلاگ
      بینش ()
قصه ی عشق نویسنده: رادمان - دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٥

 

نام شعر: قصه ی عشق

شماره ثبت در سایت شعر نو: 310082

شعر از: محمد رادمان

 

قلمِ خسته ی من

در همین نیمه ی راه

از نفس افتاده

بارِ این واژه ی عشق

چه قَدَر سنگین است

 

آن شب رویایی

که چنان بی پروا

عاشقِ چشمِ سیاهِ «دختر ماه» شدم

غافل از راز نگاهی بودم

که به من بدبین است

 

آن زمان که بی مهابا گفتم:

«راستی دخترماه،

آن تب و لرز تنم، هیچ مانده ست به یاد»

خام بودم و نمی دانستم،

که به او توهین است

 

در تبِ نابلدی،

آن چنان سوخته بودم

که فراموشم شد

بوسه بر گونه ی یار

پیرو آیین است

 

من در این عمر گران

که صباحی دیگر

می رسد تا لبِ گور

تازه دریافته ام

قصه ی عشق چرا رنگین است

 

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من آ آبادیس آ آفتاب نیوز آ بانک ملی آ پرشین بلاگ آ تقویم آ فورکا آ وبگاه عروض اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران الف آموزش و پرورش منطقه دو اینفوگرافی ها پایگاه اطلاع رسانی وزارت آ. و . پ پخش زنده تلوزیون تابناک ترانه سراب جدول پخش برنامه های سیما خبر آنلاین خبرگزاری فارس دیدن زمین زیبا سخن سازمان هواشناسی کشور سیویلیکا: دانلود مقاله شعر نو ضمن خدمت فرهنگیان عصر ایران علّاوی قالی کوه قرآن مسیر یابی نقشه تهران ورزش 3 پرتال زیگور طراح قالب