خسرو و شیرین و فرهاد نویسنده: رادمان - پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۸

 

نام شعر: خسرو و شیرین و فرهاد

شماره ثبت در سایت شعر نو: 296993

شعر از: محمد رادمان

 

ای رویای هستی

عشق دیرین،

شیرین!

قیمت خانه ی قلبت چند است؟

جنس قلبت از چیست؟

چه قَدَر جا دارد؟

گوشه ای، جایی هست

که بیاید فرهاد،

و بگیرد آن جا

شاخه ای از گلِ باغ دلِ تو برچیند

تا به بوی خوش آن مست شود

و بگویند که این،

نیز، دلباخته ی شیرین است...

 

ای فرهادِ سیه بخت، خموش!

تیشه ات را بردار

برو از این وادی

نیست جای تو در این آبادی

کنَدنِ صخره برای تو بسی آسان است

لیک، قلب شیرین

نزد آن خُسرُویِ کوهستان است

آخر قصه ی شیرین این است:

وصل آن خسرو و این شیرین است...

 

  نظرات ()