پاییز نویسنده: رادمان - سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٦

 

نام شعر: پاییز

شماره ثبت در سایت شعر نو: 279004

شعر از: محمد رادمان

خسته از گرمی تابستانم

اعتدال دلنشینی دارم

فصل افکار دل انگیزم من

جام من از عاشقی لبریز است

نام من پاییز است...

تک درخت، غم آلود

خسته از شُرشُر بی وقفه ی رود

شاخه هایش بی جان

برگ هایش همه افتاده به آب

دلش از کوچ پرستو، پر درد

همدمش زوزه ی مستانه ی باد

دلخوش اما که بیاید گهگاه

دختر گیسو بلندِ چون ماه...

دخترک، بازیگوش

خوش نشسته لب رود

تکیه داده به درخت

یک سبد سیب فرو ریخته در دامن خویش

قطعه چوبی در دست

صیدِ برگ می کرد و

سیب، آذین می بست...

قاصدک!

زود ز جایت برخیز

قصه ی عشق بگو از پاییز

بگو از راز درخت تنها

بگو از شیطنت دختر ماه

بگو از خیسی برگ و

رقص بامزه ی رود

بگو از شعر و سرود...

 

  نظرات ()