رادمان
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ رادمان
آرشیو وبلاگ
      بینش ()
غزل دختر ایل نویسنده: رادمان - سه‌شنبه ۱۳٩۳/۳/٢٧

نام شعر: دخترِ ایل

شماره ثبت در سایت شعر نو: 316922

شعر از: محمد رادمان

 

دختر ایل که زُلفِ سیه اش در باد است

خانه ی قلبِ من از بودن او آباد است

 

با نگاهی به دلم، ولوله ای افکنده

از همین روست که در دلبری اش استاد است

 

بازی عشق، اگر در صدد صیّادی است

صید بیچاره منم، اوست که یک صیّاد است

 

غنچه ی سرخ لبش، وه چه نشانی دارد

خالِ مشکینِ لبانی که پر از فریاد است

 

حاضرم بابت مهرش بدهم جانم را

عشق با این همه احساس چنین آزاد است

 

چند روزی است که از دوری او بیمارم

خاطرم صحنه ی بازیگری افراد است

 

خسروِ کاخ نشین در صدد شیرین است

نکند عاقبتم، عاقبتِ فرهاد است

 

رادمان! عشقِ تو گر مستِ حقیقت باشد

بی گمان قِصه ی پُر غُصه ی تو در یاد است

 
  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من آ آبادیس آ آفتاب نیوز آ بانک ملی آ پرشین بلاگ آ تقویم آ فورکا آ وبگاه عروض اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران الف آموزش و پرورش منطقه دو اینفوگرافی ها پایگاه اطلاع رسانی وزارت آ. و . پ پخش زنده تلوزیون تابناک ترانه سراب جدول پخش برنامه های سیما خبر آنلاین خبرگزاری فارس دیدن زمین زیبا سخن سازمان هواشناسی کشور سیویلیکا: دانلود مقاله شعر نو ضمن خدمت فرهنگیان عصر ایران علّاوی قالی کوه قرآن مسیر یابی نقشه تهران ورزش 3 پرتال زیگور طراح قالب