بینش

   

دو بیتی 56

 

«لب محبوب»

گــویــند کـه کمــتر ز لــب و ســرخــی لــب غنــچه بگــویم

ای بــی خبــران! از لـــب محــــبوب نگــویم، چــــه بگــویم

 

شهدی است که با ترشی خوشمزه ی گس، ریخته بر لب

از ایــن همـــه نعـمت، دو سـه خـط شعر نگویم، چه بگویم

«رادمان»


...


دو بیتی 55

 

«تمام خاطره»
دختــرک، کنــارِ پنجــره بــود، در تمـاشــای برف
آسمــان، کتــابِ خاطــره بود، با دانه هــای برف

این طرف، هوایِ پنجره داشت، قلب عاشق من
آن طــرف، تمــامِ خاطــره بـود، از ماجــرای برف
«رادمان»

 

...


دو بیتی 54

 

«نگاه ساقی»

بگـــذار تـا بنـوشـــم، پیــمانه ی شـــرابی

کز عقل می زداید، هــر گـــونه اضـــطرابی

 

دنیای میگساران، گر چه خراب شهر است

اما نگاه ســـاقی، می سازد این خـــرابی

«رادمان»

...


دو بیتی 53

 

عاقبتِ من

گر چـه در دیدن و نادیدنِ تو هست دو حالـت

عاقبـت، دوری تــو می کُشَــدَم یا که وصالت

 

من که در جَرگِه ی مرگم، لااقل روی نپوشان

این تـو را بِـه˚ که سرانجام نیفتی به خجالت!

رادمان

 

...


دو بیتی 52

 

«ساقی میخانه»

قیــمتِ هــر جـــام شــرابی کـه تو لبــریز کنی

دادن جــان است مگــر ایـن که تو پرهــیز کنی

 

ساقی میخانه! من از عشـق تو دلسوخته ام

جان که نمانده است مرا، هر چه تو تجویز کنی

«رادمان»

 

...


دو بیتی 51

 

«دلشکسته»

دوش، کنــــار دیـگران، شعـــــر، تـــــرانه می کنی

چَنــــگ به زُلــــف می بری، یــار نشـانه می کنی

 

حال که دل شکسته ای، خاک نشین و خسته ای

سنگ به سینه می زنی، اشک روانه می کنی؟!

«رادمان»

...


دو بیتی 50

 

«وعده وعید»

ای که به خانـه ی دلـم، نــورِ امیــد می دهی

ای که به شعرِ کهنه ام، رنگِ سپید می دهی


ای که خیــالِ مـن فقط، تــو را نشانه می رود

چــرا برای دیدنــت، وعــده  وعیــد می دهی

«رادمان»

 

...


دو بیتی 49

 

«آفتابِ نگاهت»

از آفتــابِ نگـاهت، جهــان پُــر از جــان است

کجاست طلوع و غروبی که از تو پنهان است

 

سُــراغِ کــویِ تــو گیــرد، هر آن که حق جوید

غریــقِ مهــرِ تــو گــردد، دلی که لرزان است

 «رادمان»

 

...


دو بیتی 48

 

چندی است در نهانم، دل برگرفته آشوب

آتـش زده به جانم، سِــحرِ نگــاهِ محبوب

 

از گــرمــیِ خیــالش، چشـمِ امید دارم

شاید که باز آید، در این سرایِ مخروب

 

...


دو بیتی 47

 

سهمِ مــن از نگاهِ تــو، نگــاهِ تو به خارها

نقشِ تو در نگاهِ من، گلی به سبزه زارها

 

گــاه بـرای یک نگــاه، خــار کویــرگشته ام

تو بی وفا چه کرده ای؟ خلافِ وعده بارها

 

...